آسیب شناسی فیلمنامه در رادیو جوان

برنامه سینمایی آپارات رادیو جوان در روز پنجشنبه28/5/89 به آسیب شناسی فیلمنامه می پردازد.

به گزارش روابط عمومی رادیو جوان در این برنامه در گفتگو با هادی مقدم دوست و سعید عقیقی مشکلات فیلمنامه ها و فیلمنامه نویسی در سینمای ایران نقد و بررسی خواهد شد.

مقدم دوست تاکنون نویسنده فیلمهایی چون بی پول بوده و عقیقی نیز نویسندگی فیلمهایی چون صداها و شبهای روشن را در کارنامه خود دارد.

برنامه آپارات کاری است از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان که به سردبیری شهاب نادری مقدم و به گویندگی اشکان صادقی که پنجشنبه هرهفته از ساعت14 از رادیو جوان به روی آنتن می رود.

دو خبر

سلام... 

با دو خبر از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان در خدمت شما هستیم...

1- برنامه بین خودمون باشه رادیو جوان در روز سه شنبه 26/5/89 میزبان محسن امیریوسفی خواهد بود.

به گزارش روابط عمومی رادیو جوان ، برنامه بین خودمون باشه که کاری است از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان هر شب در گفتگویی صمیمانه با هنرمندان ، سیاستمداران ، ورزشکاران و ... به  بررسی فعالیتها ، زندگی شخصی و ... این افراد می پردازد، در این برنامه با محسن امیریوسفی کارگردان سینما ،گفتگو خواهد کرد.

فیلم آتشکار به کارگردانی امیر یوسفی و با بازی حمید فرخ نژاد در بیست و هشتمین جشنواره فجر با استقبال منتقدین و مخاطبین قرار گرفت اما در سینما نمایش داده نشده است.

بین خودمون باشه هر روز از ساعت 22 به سردبیری محمدعلی علایی و گویندگی منصور ضابطیان و به تهیه کنندگی سیروس رجبی از رادیو جوان به روی آنتن می رود.

2- مثلث رادیو جوان در روز سه شنبه26/5/89 به آسیب شناسی موسیقی پاپ می پردازد.

به گزارش روابط عمومی رادیو جوان در این برنامه در گفتگو با خشایار اعتمادی و قاسم افشار روند تکامل موسیقی پاپ نقد و بررسی خواهد شد و به معضلات و مشکلات و موانع آسیب های این بخش از موسیقی در ایران پرداخته خواهد شد.

برنامه مثلث روزهای سه شنبه کاری است از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان که به سردبیری شهاب نادری مقدم و به کارشناسی شهباز زمان از ساعت12 از رادیو جوان به روی آنتن می رود.


منتظر پیشنهاد ها و انتقاد های شما در مورد برنامه های گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان هستیم

گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان

علیرضا جاویدنیا در رادیو جوان

برنامه بین خودمون باشه رادیو جوان در روز دوشنبه 25/5/89 به گفتگو علیرضا جاوید نیا می پردازد.

به گزارش روابط عمومی رادیو جوان ، برنامه بین خودمون باشه که کاری است از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان هر شب در گفتگویی صمیمانه با هنرمندان ، سیاستمداران ، ورزشکاران و ... به  بررسی فعالیتها ، زندگی شخصی و ... این افراد می پردازد، در این برنامه با علیرضا جاویدنیا بازیگر طنزپرداز رادیو،گفتگو خواهد کرد.

لازم به ذکر است جاوید نیا  از نفرات برتر اولین جشنواره طنز و تبسم می باشد.

بین خودمون باشه هر روز از ساعت 22 به سردبیری محمدعلی علایی و گویندگی منصور ضابطیان و به تهیه کنندگی سیروس رجبی از رادیو جوان به روی آنتن می رود.

 

نوستالژی - طعم خاطره

باز هم دوباره همه با هم مهربان شده اند. این روزها که دوباره هلال ماه به آسمان آمده، دوباره عطر نان تازه و ریحان در همه جا پیچیده و رمضان در سفره های مان خودی نشان می دهد!

همه سال شاید همه چیز در دسترس باشد اما انگار همه چیز در ماه رمضان طعم دیگری دارد. انگار حلیم (که می دانیم هلیم است اما هنوز حلیم ببشتر می چسبد!) را تنها باید در ماه رمضان خورد. آش تازه آش می شود و کله پاچه را فقط در سحر ماه رمضان باید کشف کرد. سفره ماه رمضان اما بدون زولبیا و بامیه هنوز چیزی کم دارد. همه عالم هم که از ضرر این شیرینی بگویند، ما از زنده شدن طعم خاطرات در زیر زبانمان نمی گذریم.

*برگرفته از مجله نسیم هراز

نشست نقد و بررسی "زیر هشت"

سیروس مقدم در نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "زیر هشت" شاخصه این مجموعه تلویزیونی را روایت زنجیروار حوادث تلخ تهران دانست.

برگزاری نشست درباره مجموعه پر سر و صدای این روزها در شرایطی در دستور کار خبرگزاری سینمای ایران قرار گرفت که برآیند سلسله مصاحبه هایی که با برخی از صاحب نظران پیرامون فضای تلخ این سریال داشتیم در نهایت به این مساله رسید که مجموعه "زیرهشت" در انعکاس واقعیت های اجتماعی و ارائه تصویر تهران منصفانه عمل نکرده است اما از آنجا که حق پاسخگویی را برای عوامل این مجموعه قایل بودیم فضا را جهت گفتگوی صمیمانه برای آنها فراهم کردیم و از حضور این عزیزان و فرصتی که در اختیار سینما پرس قرار دادند بی نهایت سپاسگزاریم؛ بد نیست که اشاره کنیم متن تنظیمی زیر با رعایت امانت و صداقت مطابق با گفته های عوامل حاضر در این نشست گردآوری شده است. نظر شما را به گزارش این نشست جلب می کنیم.

ضمن سپاسگزاری از حضور شما عزیزان در این نشست، سوالات را با آقای پسیانی آغاز می کنیم.

آقای پسیانی شما در سه کار سیروس مقدم یعنی "رستگاران"، "چهاردیواری" و "زیرهشت" حضور متفاوتی را تجربه کرده اید، آیا این تفاوت کاراکترها دلیل حضور متداوم شما در مجموعه های اخیر سیروس مقدم است یا همانگونه که خود آقای مقدم گفته اند تلاش ایشان برای شکستن تصویر بازیگری شما و ارائه قابی جدید از هنرنمایی شما علت توافق حرفه ای میان شما و مقدم است؛ سوال اینجاست که چقدر شکسته شدن این تصویر برای شما مهم است؟
پسیانی: اهمیت شکسته شدن تصویر فی نفسه هیچ ارزشی ندارد و مثل این می ماند که بگوییم یک گریمور خوب، گریموری است که هردفعه بازیگران را به یک شکل دیگر در بیاورد؛ اینها فقط به این بستگی دارد که شما چه چیزی به عنوان متن، گروه و کارگردان داشته باشید و البته برای من مهمتر از هر چیزی این است که با سیروس مقدم طی هجده ماه گذشته سه سریال گذرانده ام.
سیروس مقدم کار خود را بسیار خوب می شناسد و اهل بازی درآوردن برای کارگردانی نیست؛ به دلیل رابطه خوبی هم که با مقدم دارم دلیلی نمی بینم که دوباره یا سه باره با وی همکاری نکنم. البته شرایطی هست که آدم را کمی قلقلک می دهد و این کلمه قلقلک را به این علت به کار می برم که سال هاست نقش ها و فیلمنامه های متفاوت من را هیجان زده نمی کند اما وقتی تفاوت ها از نوع تفاوت هایی می شوند که پتانسیل ایجاد چالش بیشتر در داخل خود بازیگر را دارند انگیزه زیادی هم ایجاد نمی کنند.

اگر نقشی چالش زیادی برای شما ایجاد نکند اما کارگردان معتقد باشد شما از عهده نقش برمی آیید در آن زمان چگونه عمل می کنید؟
پسیانی: من خودم دچار دردسر و چالش می گردم و برای نمونه این مساله که تقی تاکسی با لهجه تهرانی صحبت نکند پیشنهاد خودم بود و با ساپورت همه جانبه آقای مقدم و خانم غفوری به انجام رسید و علت این بود که غیر از اینکه کارمان را به صورتی مناسب انجام دهیم، از آن لذت هم ببریم.

در بخشی از صحبت های ابتدایی خود اشاره کردید آقای مقدم بازی در نمی آورند، این بازی در نیاوردن برای بازیگر چه معنایی دارد؟
پسیانی: یعنی کار را در همان حد مورد نیاز به انجام می رساند وخودش را شرح نمی دهد بلکه به تشریح سریال می پردازد.

خیلی از فیلمسازان دیگر این کار را انجام می دهند؟
پسیانی: من فقط در این مورد صحبت کردم.

آتيلا پسياني بازيگر نقش عيوضي در نشست صميمانه مجموعه تلويزيوني زير هشت

فضا برای افزودن مصالح به نقش در اختیارتان قرار می گرفت یا تحت هدایت کامل سیروس مقدم به زوایای نقش و شیوه شناساندن آن به مخاطب می رسیدید و برای مثال چگونه به لهجه تقی تاکسی رسیدید؟
پسیانی: در متن "چاردیواری" هیچ اشاره ای به آذری زبان بودن تقی تاکسی نشده بود بلکه این پیشنهاد خود من بود که مورد استقبال آقای مقدم و خانم غفوری قرار گرفت و در متن پرورانده شد، چون در درجه اول قرار نبود که تقی تاکسی آذری زبان باشد و راننده تاکسی بوده است؛ البته این کار ریسک هم داشت و ممکن بود به آذری زبان ها بربخورد چون وجهه ای کمیک داشت. در واقع انگیزه مان مشخص بود و از این نوع بیان برای شیرین شدن استفاده کردیم و قصد تمسخر کسی را نداشتیم.

شما چنین قصدی نداشتید اما برخی از مخاطبان این گونه برداشت می کنند مثل نقش یاور در "فاصله ها" که با اعتراض مواجه شده بود؟
پسیانی: من کار را ندیدم اما تصورم این است که مردم غریزه خیلی قوی دارند و به راحتی نیت آدم ها را پشت کارهای سینمایی تشخیص می دهند؛ فضا و آدم های "چاردیواری" نمود بیشتری در جامعه دارند و در واقع با عینک طنز به مسایل جدی نگریستیم و در خصوص تقی تاکسی نیز به دلیل مابه ازای خارجی آن در سطح جامعه مردم احساس نمی کنند که دارند مسخره می شوند.

من نگفتم مسخره بلکه یک سری از مخاطبان این حس برایشان ایجاد می شود؟
سیروس مقدم: این از تخصص های آقای پسیانی است که وقتی بر روی کاراکترهایی کار می کنند، شاخصه هایی به آن اضافه می کنند که برای تخصص، تجربه و مطالعه خودشان است، برای پیشینه بالایی است که در عرصه تئاتر به عنوان یک بیننده و یک اجراگر نقش داشته اند و برای مثال همین سرفه ها و نشانه هایی که از بیماری دارد باعث واقعی تر شدن امیرعلی عیوضی شده است.

آتيلا پسياني و کامران تفتي بازيگر در نشست صميمانه مجموعه تلويزيوني زير هشت


آیا در پشت صحنه اتفاقی می افتد یا دودی به گلوی وی می رود که این قدر نقش عیوضی طبیعی از کار در می آید؟
پسیانی: خیلی لطف دارید، سرفه چیزی مثل راه رفتن، صحبت کردن و لبخند زدن است و همه این ها ابزارهایی است که باید درلحظه استفاده درستی از آن کرد و گاه می بینیم که خیلی از بازیگران حتی همین سرفه کردن را تصنعی بازی می کنند که نمی توان آنها را بازیگر دانست زیرا در بازیگری این موارد خیلی ابتدایی و پیش پاافتاده است و چیزهای مهمتری در بازیگری وجود دارد که همین موارد ممکن است باعث شود بازیگر مورد قبول تماشاگر واقع بشود یا نشود؛ برای مثال یکجور باور درونی، یکجور تمرکز خودجوش و حتی پیوسته در کار تصویر باید لحاظ شود چون برخلاف تصور و سوال همیشگی و کلیشه ای که تمرکز پیوسته برای تئاتر و تمرکز ناپیوسته مربوط به سینماست، باید توجه داشت که ممکن است در برخی از مواقع تمرکز ناپیوسته برای تئاتر باشد و تمرکز پیوسته برای سینما و جالب اینکه در "زیرهشت" برای درآوردن نقش عیوضی من برمبنای یک تمرکز پیوسته کار کردم و به ویژگی های بیماران ریوی توجه کردم.
وی در ادامه افزود: آقای مقدم و نعمت الله درباره کاراکتر عیوضی گوشزد می کردند که وی شخصیتی خویشتن دار است و بنابراین تصور من این بود اگر بعضی وقت ها با لبخندی همراه شود بد نیست.

از حیث بازیگری شما موقعیتی ممتاز در این گروه داشتید و حسین مهری بازیگر نقش عباس دیده نشده بود ...
بهرام: فکر کنم کار اولش بود.
پسیانی: نه کار دومش بود.

می خواهم بگویم بازیگری حرفه ای مثل شما در این داستان با بازیگری تازه کار و ناشناخته تقابل دارد، حضور مهری را چگونه ارزیابی می کنید؟
پسیانی: کار بازیگر وقتی سخت می شود که یک آدم نالایق روبرویش قرار بگیرد که همین فرد می تواند حرفه ای یا آماتور باشد....

یعنی تاثیری ندارد؟
پسیانی: ببین به تجربه بستگی دارد و طبیعی است که خانم بهرام و آقای جعفری تجربه ای را در کار بازیگری گذراندند که امکان برقراری ارتباط سریعتر و سهل تر اتفاق می افتد و طبیعی است برای بازیگران کم تجربه این برقراری ارتباط کمی سخت تر است و البته این به معنای برقرار نشدن ارتباط نیست چراکه حسین مهری بازی خوبی داشت و استعداد خودجوشی است که حتی چندین بار از سر تواضع از من سوال کرد که آیا لازم است راهنمایی اش کنم که در جواب گفتم نیازی نیست دست به ترکیب تو بزنم برای اینکه نقش را درست گرفتی و اجرا می کنی و مسیر را درست طی می کنی و هر راهنمایی که من بکنم به نظر نوعی پشت پاست.

خانم بهرام می خواستم بپرسم منیژه کیست و وقتی با این نقش روبرو شدید چه برداشتی از آن داشتید چون مشابه این نقش تا به حال در تلویزیون رویت نشده بود، زنی که در مظان اتهام خیانت قرار می گیرد و همسرش دارای تعصبات خیلی ویژه ای است، و به همین علت در یک فضای پارادوکسیکال گیر می کند و با یک شرایط جدیدی روبرو می شود که از زندگی گذشته اش فاصله زیادی دارد؛ در واقع این شخصیت خیلی بالا و پایین دارد و دچار یک سری تحولات و تطورات می شود؟ ضمن اینکه توضیح دهید چرا از مقاومت اولیه درباره پذیرش نقش به ایفای آن رسیدید؟
بهرام: من به دلایلی می خواستم مدتی طولانی از تلویزیون دور باشم و پیش از این هم شده بود که طرح های قابل تعمقی ارایه شود اما انتخابم این مدیوم نبود؛ در مورد این مجموعه نیز خبر اولیه را از امیر جعفری شنیدم که به من گفت آقای مقدم کاری در دست تولید دارند و برای یکی از نقش ها نیز روی تو حساب باز کرده اند اما چون شنیده ایم در تلویزیون کار نمی کنی، براب پیشنهاد تو به آقای مقدم مردد هستیم. بعد هم امیر جعفری حدود و صغور این نقش را تعریف کرد و با توجه به توضیحات وی حس کردم می توان تجربه هیجان انگیزی باشد اما باز هم به جعفری گفتم اجازه بده راه خودم را ادامه بدهم. پس از کش و قوسی به ملاقات آقای مقدم رفتم که همانجا به من گفتند اگر دوست دارم نام شخصیت عوض شود بگویم و جالب اینکه پس از ده سال از گذشت مجموعه "مسافر" باز هم با کاراکتری به نام منیژه در اثری از سیروس مقدم به نقش آفرینی پرداختم.
وی ادامه داد: تاکید آقای مقدم در خواندن قسمت های ده به بعد بود و می گفتند متن را بخوان و بعد خودت پیشنهاد بده که چه کسی به جای تو این نقش را ایفا کند و با همین مطلب مرا برای ایفای نقش وسوسه کردند که البته به دلیل علاقه و احترامی که برای ایشان قائلم و لطفی که سر هر پروژه نسبت به من داشتند و از من دعوت به همکاری می کردند، سرانجام نقش منیژه را پذیرفتم.

آتيلا پسياني و کامران تفتي بازيگر در نشست صميمانه مجموعه تلويزيوني زير هشت

ادامه دارد

ادامه نوشته

تولدت مبارک

باشگاه رادیویی جوان عزیزم سلام . 
امروز اولین سالروز تولد دوباره توست ... 
سال قبل امروز را خوب یادت هست ؟؟!!
من تمام خاطراتش را کوچک و بزرگ . خوب و بد به یاد دارم .
"اما باور کن تمام سعیم را برای فراموش کردن امروز به کار می گیرم "
در این یک سال خوب قد کشیدی و چه خوب ماندی ! 

هیچ ندارم بگویم . تمام گزارش کارم را به عرضت رسانده ام ... 

فقط این که تولدت مبارک و اینکه ... که ... که ... 

کمی هم ... نمی دانم چه گونه بگویم ... این که احساس می کنم بی وفا شده ای ... آن روزها که سرت خلوت تر بود بیشتر هوایم را داشتی اما حالا ... حالا ... بگذریم ... 

وقتی به تمام کارها و موفقیت هایت رسیدی به من هم نگاهی کن ... 
شاید این نگاه مرا به ذوق ! آورد ... 
شاید این نگاه باز هم به من بیاموزد ... 

به من هم نگاهی کن ... 

ازحلقه وب/گروه فرهنگ/ و انشالله سایر گروه ها ! / برسد به دست بی آر جی !


درکم کن تا درکت کنم!

مطلب زیر، نوشته مهران دوستی -گوینده و مجری رادیو جوان- است که در روزنامه خبر مورخ یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ در صفحه ۱۱ در قسمت یادداشت و نامه هایی برای رادیو نوشته است که ما آن را در اینجا عیناً قرار می دهیم...

***********************************************

یادداشت

نامه هایی برای رادیو

مهران دوستی

مهران دوستی

رادیو جان سلام!

این دومین نامه ای است که برایت می نویسم... در نامه قبلی فرصت نشد که یک دل سیر برایت درددل کنم. حالا درددل نه، با تو حرف بزنم! این طوری خیلی بهتر است...

خیلی وقت پیش ها در دهات ما در دامنه البرز؛ نزدیک دریا، پدرم از تهران مهمان داشت. آن زمان،تهران و جهان و تمام پدیده های دنیا برای ما خلاصه می شد در تو! بله، تعجب نکن! ما به همه چیز از زاویه دید تو نگاه می کردیم. اوایل من فکر می کردم یک اتفاقی در این جعبه جادو دارد می افتد که این همه صدا در آن موج می زند... بعدها با خودم فکر می کردم آدم ها را کوتوله کردند! مثل سرزمین لی لی پوت ها و گذاشتند آن پشت و کوتوله ها آن جا شهر دارند، روستا دارند، آهنگساز دارند، بازیگر دارند و خلاصه آنجا زندگی جریان دارد! خلاصه عشق من به تو رادیو جان، یک جورهایی ربط پیدا می کرد به سرزمین لی لی پوت ها... از ماجرا دور نشوم...

مهمان پدرم که از تهران آمده بود-و دیدن آن شهر جزو آرزوهای من بود- با خودش یک جعبه کوچولو به عنوان هدیه برای او آورده بود.ما گیج و حیران بودیم که در این جعبه چه می تواند باشد؟! اُبهت و چهره این آدم هیچ وقت یادم نمی رود. مدام به پدرم می گفت: ((آقا! درک کردن مهم است... تا شما درکم نکنی من نمی توانم درکت کنم!)) کلمه درک و فهم از همان زمان شد ملکه ذهنم! پدرم سر تکان می داد و می گفت:((بله، شما صحیح می فرمایید و این درک ابتدا از طریق گوش است که به انسان انتقال داده می شود.)) و دوباره آن مرد جواب می داد:((درست است... گوش و خوب شنیدن،خیلی مهم است.))

رادیو جان!

شاید باورت نشود که از همان زمان، گوش و گوش کردن و درک کردن شد کلمات اساسی و اصلی زندگی ام! خنده دار است نه؟! شاید باورش برای تو مشکل باشد که من گیج و مبهوتِ آن کارتن کوچک سفید رنگی بودم که آن مرد از تهران یا همان شهر آرزوهایم برای پدرم آورده بود و می خواستم بدانم داخل آن چیست که ارتباطش با گوش و درک کردن است؟

رادیو جان

تابستان بود و جیرجیرک ها بعدازظهرها روی برگ های درختان توسکا و صنوبر و اکالیپتوس، غوغا می کردند و با برگ های درخشانشان در زمینه آبی رنگ آسمان، پولک نقره پخش می کردند و من چه رویاهایی با این مناظر در ذهنم می پرواندم، رویاهایی که هنوز هم با آنها زندگی می کنم...

در اتاقکی از چوب بالای یک درخت بزرگ و عزیز برای خودم دست و پا کرده بودم ناگهان با صحنه ای عجیب و باورنکردنی باور شدم... پدرم به اتفاق مهمانش از زیر درخت رد شد اما دست مرد، تو بودی رادیو جان! و صدا از تو بود... آنها قدم می زدند و من ناباورانه و حیرت زده از خودم می پرسیدم یعنی واقعاً این صدا متعلق به همان کارتن سفید رنگ بود؟ رادیو؟!

آن ها دور می شدند اما صدای تو را از آن سوی باغ و بالای درخت می شنیدم... با خودم گفتم یعنی امکانش هست در همین کلبه کوچک صدای تو را بشنوم و درکت کنم؟ و چه محکم و رسا و بلند با خود می گفتم باید خوب درکت کنم تا درکم کنی! یعنی با تو می شود راه رفت؟ استراحت کرد؟ کار کرد؟ درس خواند؟ تو روشنی و صاف و بی غل و غش؟

مهمان پدرم بعد از چند روز ما را تنها گذاشت و رفت اما من هنوز که هنوز است نه آن چهره و نه آن کارتن سفید را نتوانسته ام از رویاهایم پاک کنم...

مادرم برای این موجود عزیز با یک تکه پارچه سفید که  گل های ریز و قشنگ آبی و قرمز و سبز و بنفش داشت، روکش دوخت تا گردوغبار و خطی روی آن نیفتد...

از همان روزها آداب رادیو شنیدن در خانه ما عوض شد... پدرم می گفت: این رادیو ترانزیستوری است و می شود آن را همه جا برد و استفاده کرد. ما قبل از آن همگی دور یک جعبه جادویی می نشستیم و داستان شب گوش می کردیم...

اما پدرم دنیای شنیدنش را از ما جدا کرد و به تنهای رادیو را درک می کرد!

در یکی از روزهای داغ تابستان که پدرم در خواب ناز بود و برنامه ((گل های رنگارنگ)) از رادیو در حال پخش بود، من این جعبه جادویی را به بالای درختی که میعادگاه همیشگی ام بود بردم. در حالی که رادیو را محکم در دست داشتم با احتیاط و آهسته آهسته از نردبان بالا می رفتم و به اتاقک بالای  درخت رسیدم. به دکمه های متعدد تو دست کشیدم... با کف دستم تو را لمس کردم و مانند یک موجود دوست داشتنی یکی از دکمه های تو را پیچاندم. صدای تو از همین جعبه بیرون آمد... زیبا، فاخر و باشخصیت... تو داشتی آواز می خواندی و یکی از زیباترین آوازهایی که من در عمرم شنیدم همان آواز بود... ((تنها رفتی/ تنها ماندم/ کاروان...)) استاد بنان...

به یاد کلمه ((درک)) مهمان پدرم افتادم.

خوب خواستم بشنوم و درکت کنم... آن چنان سراپا گوش شدم که خوابم برد. شاخه های براق درخت تکان می خورد و آواز بنان با حرکت برگ ها و ابرهای سفیدرنگ آسمان، آن چنان درکی از موسیقی و رادیو در من به وجود آورد که پس از سالیان، هنوز وقتی این آواز را می شنوم اشک در چشمانم می نشیند... یعنی چون من داشتم عمیق این موسیقی و کلمات را درک می کردم او هم مرا می فهمید و درک می کرد؟

رادیو جان!

می خواهم ساده در پایان نامه دومم برایت بنویسم:

که اگر تو را خوب درک نکنیم تو هم ما را درک نمی کنی! درک تو یعنی این که مرا خوب بشناس و به جای این که برای من شعار بدهی، شعور و فهم مرا به همگان نشان بده.                                                                                                         

 

گزارش تصویری مراسم تشیع پیکر محمد نوری پیشکسوت موسیقی

تشییع پیکر محمد نوری

اردشير رستمي بازيگر در مراسم تشيع محمد نوري

بيژن بيژني خواننده در مراسم تشيع محمد نوري

فريدون شهبازيان و داوود گنجه اي در مراسم تشيع محمد نوري

نيما مسيحا خواننده در مراسم تشيع محمد نوري

مراسم تشيع محمد نوري

نمايي ازمراسم تشيع محمد نوري

خانواده مرحوم نوري در مراسم تشيع محمد نوري

بابک صحرايي ترانه سرا در مراسم تشيع محمد نوري

حميد سمندريان کارگردان تئاتر در مراسم تشيع محمد نوري


با سپاس از مریم قاسمی-خواهر نیلوفر قاسمی، از مدیران گروه فرهنگ حلقه وب باشگاه رادیویی جوان، و عکاس رسمی خبرگزاری سینمای ایران (سینماپرس)- که این عکس ها را در اختیار این وبلاگ نیز قرار دادند.

خواننده «جان مریم چشماتو باز کن» چشم‌هایش را بست

خواننده «جان مریم چشماتو باز کن» چشم‌هایش را بست؛
استاد محمد نوری به دیار باقی شتافت
استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.

داود گنجه ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.

وی ادامه داد: به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و"مصطفی پورتراب" رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند. 

اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... اوهمچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت.

این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.

**************************************
گروه جوان و فرهنگ حلقه وب باشگاه رادیویی جوان، درگذشت این استاد بزرگ موسیقی را به جامعه هنری کشور تسلیت می گوید...

این هم یکی از ترانه های استاد که شاید مناسب امروز و رفتنشان باشد:

میروی ... چون بوی گل از برم/ رفتنت ... کی می شود باورم

بوده ای ... چون تاج گل بر سرم/ تا ابد ... یاد تو را می برم



چهل سالگی در رادیو جوان

برنامه سینمایی آپارات رادیو جوان در روز پنجشنبه 7/5/89 به نقد و بررسی فیلم در حال اکران چهل سالگی می پردازد.

به گزارش روابط عمومی رادیو جوان در این برنامه با حضور علیرضا رئیسیان کارگردان و تهیه کننده و مصطفی رستگاری فیلمنامه نویس و در گفتگو با ناهید طباطبایی نویسنده کتاب چهل سالگی و رضا استادی منتقد و کارشناس ، این فیلم که با بازی عزت الله انتظامی، محمدرضا فروتن و لیلا حاتمی بر روی پرده سینما ها قرار داد بررسی خواهد شد .

آپارات کاری است از گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان که پنج شنبه هرهفته  به سردبیری شهاب نادری مقدم و گویندگی اشکان صادقی و به تهیه کنندگی فریبرز گلبن از ساعت 14:30از رادیو جوان به روی آنتن می رود.